بهار

 

این جا که هستم

سرماست

و باد

و شاخه های لخت درختان

 

بهار من اما

پر شکوفه و مست

جاری می شود از سیم های تلفن

درازمی کند انگشتان اش را

از آن سوی دریا ها

می شکافد پوست خاطره ها و یادها را

می ریزد به رگهام

شهد گرم اش را

نو می کند جانم را

در این سرما

 

 

/ 5 نظر / 14 بازدید
علی

سلام ماندانا خانم.جانی همیشه بهاری در تنی جاوید و آسوده برایتان خواهانم" نوروز مبارک".

علی

شعر بهار یک لحظه منو پرواز داد تو آسمون خاطره ها ممنونم.

جلال خسروی

با سلام به - زبانم که می گیرد - لینک شده اید موفق باشید

تهمتن

ماندانا جون واقعا قشنگ بود. خیلی به دلم نشست.مرسی.