گنج های نیبلونگن

تو را همچون آخرین بقایای گنج های نیبلونگن

در اعماق اقیانوسم

نهان کرده ام

شب هنگام

باد که می پوشاند چشم های آسمان را

 موج که می خیزد به بلندای  دکل کشتی ها

رخشان ترین سنگ ها را به سینه ام می آویزی

به میهمانی هادس می بری ام

به د ید ا ر ارواح عزیز.

 

 

 

/ 3 نظر / 18 بازدید
امیر - س

سلام وبلاگ زيبايي داري!!از خواندن ان لذت بردم.راستي اگه دوست داشتي به وبلاگ منم سر بزن.خوشحال مي شم.البته هر وقت حوصله داشتي!!چون بايد مطالبشو با حوصله و دقت بخوني. در ضمن مايل به درج لينك هستي؟ www.payeezeoryan.persianblog.ir پاييز عريان

امیر

بیشتر شعرهاتون رو با صدای بک گروند آلجاندرو سانز خوندم زیبا بود گرمم کرد ممنون

مهسا

سلام و درود بر شما ممنون از اینکه به من سر زدید . نوشته هایتان جالب و خواندنی است . زیبا می نویسید . شاد و سرافراز باشید