انزلی

 

بام های خیس از باران شب

سبد های پر از ماهی تازه

غوزه های آویخته ی سیر

و کوچه هایی

 که با هم   گام نمی زنیم

 

مرداد٨٠

/ 1 نظر / 11 بازدید
علی

...وای کاش گام می زدیم تامن از داغی همیشه تازه بر دفتر کهنه نوجوانی بگویم. ازثانیه هایی که سوخت و من قدرش ندانستم.پاینده باشید.