به آوای قشمه نواز چشمانت

 

میهمان عید گاه توام امسال

انگشتان دو تار زن خون می ریزد

 بر هزار رقص سوخته پای  سینه ی دیوار

به آوای قشمه نواز چشمانت

مست

دستمال تکان می دهم

چوب بر می دارم

چرخ می زنم

دوقرصه سه قرصه

جهان را

روی این طناب باریک

 

فینچلی –مرداد 87

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
مهتا

سلام مانی جونم این شعرت با حذف تکه(چوب برمیدارم) به نظر من قشنگ بود.:)

مهرداد

سلام . شعر قشنگی بود. چه با چوب بر می‌دارم و چه بدون چوب برمی‌دارم!

اسماعیل

این شعرتان خیلی فوق العا ده نبود. فرم اون شعر درخت را کاش می شد باز هم توسعه بدهی....اون طرفیت تازه ای برای فرم در شعر فارسی پیشنهاد می کرد

محسن

من با این تفکیک جنسیتی در حوزه ی شعر مشکلی ندارم.چون بر این گمانم که شعر مردان و شعر زنان از همدیگر مجزا و متفاوت است و البته این تفاوت، اصلاً و ابداً به معنای برتری یا بدتری یکی نسبت به دیگری نیست.این تفکیک جنسیتی وقتی مذموم است که به دنبال ارزشداوری های فرا ادبی از آن باشیم.ا

javad

salam doste ghadimi che khoshhalam ke sher hato mikhonam[لبخند]