نیایش

 

 

این روز ها چه می گویند ؟

این روز ها با شتک های خون بر گونه هایشان؟

این روز های مه آلود

 چهره های ما را

در خود نهان کرده اند

ما را

از خود نهان کرده اند

این روز های سنگین

                 غلیظ

 صدایمان را در خود فرو می برند

مثل رود خانه ای تاریک

 

آه

 اشباح زمانی که بر آن نامی نیست

اشباح روزگاران رفته و نیامده

رمز این این روز ها را

بر ما بنمایید

ما را در این روز ها

بر ما بنمایید .

 

آبان ٨٨

/ 10 نظر / 7 بازدید
آذر

این روزها چرا اسمشان نیایش است؟

مامان

سلام دخترعزیزم شعرهای زیبایت را خواندم و لذت بردم. شعرهای پرمعنایت همیشه برایم تازگی دارند. امیدوارم همیشه موفق و شاد باشی.[گل]

محسن

اي مانداي گل تو منو به وجد آوردي-مرسي -مرسي... ...ما را از خود نهان کرده اند این روز های سنگین غلیظ...

فریده

فوق العاده است ، نمیدونی چقدر از خوندنش لذت بردم ، این روزها ، اینجا ، فصل پر پر شدن در دشت های ارغوانی هاست.

علی

سلام مانی خانم سكوت حزن الود سبز پیچک های کنار رود خانه تاریک که از سر درد به خود میپیچند طناب داریست که صیاد را ترسانده پس صیاد تنها را گویم بترس از شعله اه جنگلي كه در سوگ سبزينه ها نشسته است كه اگر رها شود بسوزاند خود وهر انچه از درندگان كه درون اويند.(مانی خانم نیایش بغض تمام سبزینه هاست).

مریم دست داده

[گل][گل] سلام ماندانای عزیز شعر قشنگی بود مانا باشی و پایدار[گل]

سلام همسایه های ۵

سلام.با شعری تازه از خودم به روزم و منتظر نقد و نظر شما با احترام: رضا یوسف زاده تهرانی