تا سر کاج های جواهر ده

 

بوی ملس دریا ست

نمک آلوده

تا مچ پاهایم خیس

ترنم دستا نت

آ میخته به خنکی گوش ماهی ها

به خنکی نم دریا

موج که برخیزد

سفید

سفید و بلند

بلند

تا سر کاج های جواهر ده

 سرا پاخیس

بعد از صدای مرغ دریایی

دیگر هیچ

هیچ لای مه صبح گاه

 

رامسر، شهریور ٧٩

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
فریده

یاد سفر جواهر ده انداختی منو ، چه بارون سیل آسایی بود اون دو روز، یادته تو اون خونهْ روستایی صبح که پنجره رو باز کردیم همهْ مه های پشت پنجره یهو ریختن تو .

فرهاد

عالی بود - یاد اشعار شهیار قنبری افتادم مرسی

آذر

مچ پاهايم خيس شد عطر نمك آلود دريا را استشمام كردم و گم شدم لاي مه صبح گاه جواهرده بسيار زيبا بود مي شناسمتان از دور از كلمات كتاب هيولاي دريايي شاد باشيد

محسن

[دست]