...

دیشب

 مرگ خودم را دیدم که می گریخت

ملافه ها را به هم گره می زد

ازمیله های زندان پایین می آمد

ودر سیاهی بی ماه

گم می شد.

لورن فروردین ٨۵

/ 1 نظر / 9 بازدید
رضا ولي زاده

سلام خانوم مشايخي. بله من دوست مهرداد عزيز هستم. از راهنماييتون هم ممنون. تغييرش مي دم ولي اگه "ي" رو حذف كنم حس مي كنم خوندنش كمي سكته داشته باشه شايد هم من عادت كردم اينجوري ببينمش به هر حال درستش مي كنم. بازم ممنون كه سر زدين. راستي وبلاگتون رو در گروه ادبيات سايت بازنگار ثبت مي كنم.